چشمای تو باده ی ناب من

شب شد و نور چشمات مهتاب رو برده ز یاد

خنده ی چشمای تو، غمهامو داده به باد

جادوی چشمای تو واسه من باده ی ناب

قصه ی خواستن تو، قصه ی تشنه و آب ...

خدایااا

تا خدا هست 

هیچ لحظه ای انقدر سخت نمیشود که نشود تحملش کرد!

شدنی ها را انجام ده و نشدنی هایت را به خدا بسپار

قلبتوون آروووم

سکوت...

زندگی

قبلا راحت تر میتونستم دکمه ریست زندگی خودمو بزنم

الان حدود یه هفته س که بدجوری خمارم

هر کاری میکنم نمیتونم دوباره بلند شم

حس میکنم دارم هی دست و پا میزنم و بیشتر توی باتلاقی ک هست فرو میرم!

واقعا هدف زندگی چیه! یه زندگی روتین!؟

داریم به کجا میرسیم!؟

چی میخوایم از این تکرار و تکرار و تکرار

دلم یه نور میخواد 

نور واقعی

روزنوشت

اردیبهشت 96 زندگیم وارد مرحله جدیدی شد

البته براش زحمت کشیده بودم

ثمره ی اون زحمات رو خیلی زود دیدم ولی حس کردم برام داره تکراری میشه و درجا میزنم

پس امروز همه چی رو تموم کردم 

راستی امروز 96/8/14 هستش.

الان میخوام خودمو بازیابی کنم باز

فقط یه نکته 

روزام داره میگذره به سرعت غیر قابل باوری

و هنوز به اونچیزایی که میخواستم نرسیدم! حتی یه کوچولو از اون یه عالمه!! و این نگرانم میکنه

امید دارم به بهبود اوضاع همچنان